بیانیه دکتر فرجی در خصوص درمان موفق کودکان هانتری

انسان فی‌نفسه موجودی مهربان است که بخشی از این مهربانی را حس نوع‌دوستی شکل می‌دهد و نوع‌دوستی، وجه تمایز میان انسان و موجودات دیگر است. در دورانی زندگی می‌کنیم که نمی‌توان چشم بر دردها و رنج‌های دیگران بست وگرنه دنیا به سرعت رو به زوال می‌رود. امروزه مصائب و رنج‌ها آن‌چنان فراوان شده که اگر عده‌ای با قلب‌ها و دست‌های مهربان مراقب دنیا نباشند این مصائب و رنج‌ها خیلی زود تمام افراد جوامع را فرا خواهد گرفت. بنابراین همیشه باید آماده بود؛ همیشه باید کاری کرد.
وقتی برای اولین بار ابراهیم و امیررضا را دیدم احساس درد و دغدغه چنان وجودم را فرا گرفت که همان لحظه تصمیم گرفتم به هر قیمتی که شده این دو عزیز را درمان کنم. بلافاصله به همکاران اعلام کردم که برای درمان ابراهیم و امیررضا هر کاری که لازم است انجام دهند. دو عزیزی که به‌خاطر یک نقص ژنیتکی چنان رنجی می‌برند که سایه سنگین آن رنج را می‌توان در تمام آسمان سیستان دید. این اولین بار نبود که من چنین رنجی را می‌دیدم و قلبم این‌چنین از اندوه آکنده می‌شد اما داستان ابراهیم و امیررضا و آن نگاه‌های مشتاق به زندگی و آن قلب‌های کوچکِ منتظر، تفاوت بیکرانی با موارد دیگر داشت.
خوشبختانه به مدد علم پزشکی و به لطف وجود دست‌های مهربان، توانستیم اقدامات لازم را برای پایان دادن به رنج این بچه‌ها انجام دهیم و با اعزام آنها به همراه یک تیم پزشکی در تاریخ پنج‌شنبه مورخ ۲۸/۲/۹۶ به اوکراین، و با انجام یکی از خاص‌ترین عمل‌های پزشکی، ابراهیم و امیررضا پروسه درمان خود را با موفقیتی چشم‌گیر شروع کردند و اینک به آغوش گرم و گوارای زندگی بازگشته‌اند.
هم اکنون که به یاری خداوند مهربان و به همت مجموعه نیکوکار دست های مهربان توانستیم یک بار دیگر گام کوچکی در رساندن جامعه به تعالی اخلاقی و انسانی برداریم از خالق یگانه درخواست می‌کنیم قدرت قدم‌های ما را برای شتاب بخشیدن به این حرکت بیشتر کند. همچنین از تمام انسان‌هایی که احساس دردمندی را با جان و دل درک می‌کنند می‌خواهیم در این مسیر، همراه و همسفر ما باشند چرا که:
ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند

-46Days -20Hours -18Minutes -35Seconds

 

اول دسامبر روز جهانی ایدز

اول دسامبر یا شفاف تر بگویم دهم آذر روز جهانی ایدز است (هرچند اگر نگاهی به تقویم بیندازید احتمالا ثبت نشده است!) این روز از سال ۱۹۸۸ بدین عنوان نامگذاری شده است. چرا؟ جهت تمرکز بیشتر بر روی آموزش درباره این بیماری و همین طور مبارزه با تبعیضاتی که مبتلایان در جامعه با آن روبه رو هستند. به علاوه کمک مالی و افزایش بودجه هم از اهداف عمده این کار است. در این روز مردم در سراسر جهان روبان قرمز به لباسهایشان وصل می کنند تا توجه و مراقبت در برابر HIV و ایدز را متذکر شده و به دیگران یادآور شوند که به تعهد و پایبندی و حمایت آنها مورد نیاز است. همه ساله یک شعار جهانی در این روز بدین منظور تعیین می شود.

عده مبتلایان به این بیماری نیز قابل توجه است و با توجه به روند گسترش این بیماری اهمیت این مسئله قابل چشم پوشی نیست. چرا که قشری از جامعه ما با این مشکل دست در گریبان است. حقوق بیماران مبتلا به ایدز باید از سوی جامعه و دولت ها و سازمان های بین المللی مورد احترام قرار گیرد.

مباحثی چون حق تولید مثل و محدودیت های آن برای بیماران مبتلا، حق محرمانه بودن اسرار و اطلاعات پزشکی و افشا و گزارش آنها.

مادر یک دختر بچه مبتلا به ایدز می گوید:

زمانی که می خواستم دخترم را در دبستان ثبت نام کنم، با معلم و مدیر مدرسه درباره بیماری دخترم صحبت کردم و آنها ناخودآگاه خود را عقب کشیدند و سعی کردند از من دور شوند. واکنش فیزیکی آنها، طرز تفکر آنها را درباره ایدز و مبتلایان به آن فریاد می کرد. مدیر مدرسه گفت: ما پیش از این با چنین موردی برخورد نداشتیم و بایستی این مورد در شورای مدرسه مطرح شود. دخترم در نهایت در آن مدرسه ثبت نام شد اما از زبان یکی از معلمان شنیدم که کادر مدرسه احساس بدی نسبت به وجود دخترم در آن مدرسه دارند. در نهایت مجبور شدم دخترم را در مدرسه دیگری ثبت نام کنم و این بار دیگر درباره بیماری او چیزی به آنها نگفتم!

به علت پیش داوری و ترس از سرایت بیماری، این بیماران درمورد انتخاب مسکن، شغل، مراقبت‌های بهداشتی و حمایت عمومی مورد تبعیض قرار می‌گیرند. رفتارهای نامناسب و تحقیرآمیز موجب انزوای بیمار گشته، فرصت آموزش را از وی می‌گیرد. وحشت از مرگ، وحشت طرد و تنهایی و انگ اجتماعی، اخراج کارگران مبتلا و بدنامی از طرف دوستان و خانواده سبب می‌شود افرادی که گمان می‌کنند ممکن است آلوده باشند، وضعیت خودشان را تا جایی که مقدور است مخفی نگه دارند که این خود موجب گسترش آلودگی است. البته نقش “مراعات” در فرد مبتلا در کنترل شیوع این بیماری بسیار قابل توجه است.

به امید آنکه با آگاهسازی، آموزش و پیشگیری، شاهد ریشه کن شدن این بیماری باشیم.

امشب آسمان و زمین بهم نزدیک اند، تفاوتی نمیکند کجای زمین باشی صدای نقاره از همه جا به گوش میرسد، فرشتگان بر عرش نقاره سوگ مینوازند…
در غلغله عرشیان گویی کسی صدایم میزند، دل رمیده ام میلرزد… شبیه مرغکی زار و اسیر دام پناه میبرم به شمس الشموس خراسان…
آمدم ای شاه پناهم بده، این آهوی وحشی و از کربلا جامانده را خریدار باش…
ای سلطان طوس رضا مشو که این سائل شیدا بر لب دریای عشقت تشنه لب بمیرد…
خیال کن که غزالم، بیا و ضامن من باش یا غریب الغربا، یا معین الضعفا، یا علی بن موسی الرضا
یاوران بنیاد نیکوکاری دستهای مهربان شهادت سلطان خراسان مولا علی بن موسی الرضا را خدمت تمام رهروان آل طه تسلیت عرض مینمایند.

هفته ای برای نه به خشونت های جنسیتی

خشونت. تعریف شما از این واژه چیست؟ ؟ آیا درک ملموسی از این پدیده دارید؟ آیا با روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان آشنا هستید؟ با شنیدن نام این روز چه تصویری در ذهنتان نقش می بندد؟ تصویر زنی با چشمانی کبود، دندانی شکسته و دماغی خونین؟ زنی آسیب دیده که گیج از آنچه برایش اتفاق افتاده در جست و جوی راهی برای پاسخ گویی به سؤالاتش است؟ می دانید؛ خشونت تنها با جسمی ضعیف و دردمند معنا نمی شود؛ خشونت گاهی همان ترسی است که هنگام عبور از کوچه ای و تنگ تاریک به سراغت می آید؛ خشونت گاهی همان قدم های تند و نفس نفس زدن ها در شب های شهری است که برای تو امن نیست؛ خشونت گاهی همان یک نگاه خیره و کلام نابجایی است که وجودت را حقیر می شمارد؛ خشونت گاهی همان رفتارهای ساده ای است که زن بودنت را نشانه می رود.
پس اگر ۵۶ سال پیش قتل فجیع خواهران میرابل در دومینیکن، جرقه ای شد برای مبارزه با تعرض به جسم زنان، امروز که نقش های زنانه در جامعه تغییر یافته مبارزه با خشونت هم ابعاد دیگری به خود گرفته است؛ امروز دیگر تظاهرات خیابانی و ایستادن مقابل گلوله مأمور تنها راه مبارزه نیست. آنچه که امروز مبارزه تلقی می شود همین حضور مؤثر من و تو در جامعه، اثبات وجودمان به دیگری و همراه کردن او با خودمان است؛ امروز تنها گروه های فمینیستی نیستند که برای محو خشونت از خانه ها و جامعه تلاش می کنند؛ امروز مبارزان حقیقی این راه زنانی ساده و متخصصی هستند که علی رغم تمام مشکلات دست از فعالیت نمی کشند؛ زنانی که چه در مقام کارگر، معلم، پزشک یا مدیر باشند برای حیاتی مؤثر تلاش می کنند؛ زنانی که در کنار کار کردن نقش دختری، خواهری، همسری و مادری خود را فراموش نمی کنند و خانواده برایشان حکم مأمن گاهی است که باید از وجودش حراست و پاسبانی کنند؛ زنانی که با چشم بستن بر تمامی نادیده گرفته شدن ها لحظه ای از ادامه مسیری که در آن گام گذاشته اند ناامید نمی شوند.
حال به پاسداشت این اراده آهنین، روز و هفته ای در تقویم به مبارزه با خشونت علیه زنان اختصاص یافته؛ روزی به رنگ نارنجی که زنان در کنار حامیان، عاشقان و همراهان خود یعنی مردان برای زندگی در دنیایی فارغ از قضاوت های جنسیتی کنار یکدیگر می ایستند و برای دنیایی با مهر و عشق بیشتر؛ نفاق و شکاف کمتر تلاش می کنند. تلاش گرانی که امید دارند، مبارزه با خشونت های جنسیتی تنها به روزی خاص در تقویم منحصر نشود و در بطن زندگی آحاد مردم جاری و ساری شود؛ امیدی که نیروی محرکه آنها در تمامی این سال ها بوده است.