“گچساران را فراموش نخواهم کرد”

امروز روزِ عجیبی است. به دوران کودکیم فکر میکنم و احوالاتم را در ایام نزدیک سالِ نو مرور میکنم.
خنده های کودکانه و ذوق سرشار از البسه ی نو و بوی عید…
پنجره ی دفترِ کارم را باز میکنم , نفس میکشم , بهار نزدیک است.
مردمِ شهر در تکاپوی روزهای آخرِ سال, درختهای خیابان جوانه زده و همگی به پیشواز بهار میروند.
نفس میکشم … حس میکنم بهار در دستانِ من است . هر لحظه خداوند را شاکرم که این بار هم رو سفیدِ مردم کشورمان شدیم.
من به پشتوانه ی مردان و زنان نیک سرشتِ دست های مهربان و همیاری ِ همه جانبه ی همدلان همیشگیِ این بنیاد , هیچ گاه خنده های کودکانه ی دانش آموزان گچسارانی, لبخندِ رضایت مردان و زنان آن دیار که در چهره ی خسته ولی دوست داشتنیشان موج میزد, اشکِ شوقِ مادرِ دلتنگِ فرزندش که بیش از یک سال فرزندش بواسطه ی مشکلات مالی در زندان به سر میبردِ و حال در کنارش ایستاده و دست های منتظرِ دختر بچه ای که از آغوشِ گرمِ پدر محروم بوده و اکنون از آغوش پدر جدا نمیشود را فراموش نخواهم کرد.
من با خیالِ راحت به پیشواز بهار می روم چون این بار بهار در دستانِ همگیِمان است.
این راحتی را مدیون همه کسانی هستم که کاروانِ مهربانی را همراهی نمودند.
از برادرانم در نیروی انتظامی که بدون هیچ چشم داشتی تا اخرین روز هم قدم با کاروانِ مهربانی بودند, از دوستانم درآموزش و پرورش گچساران و فعالان اجتماعی ان منطقه که ما را در شناسایی مناطق محروم و اسیب های موجود یاری دادند, از عزیزان در مرکز زندان گچساران , از مردمِ صبورِ شهر گچساران که همراه کاروان مهربانی بودند, سپاسگزارم.
در آخر از همکارانم در بنیاد نیکوکاری دستهای مهربان که یکبار دیگر با انسجامشان باعث دلگرمی مردم کشورشان شدند متشکرم.
پنجره ی دفتر کارم را میبندم و از هیاهوی شهر خالی می شوم.
به فکر فرو میرم و به گچساران فکر می کنم
به خودم قول می دهم:

“من گچساران را فراموش نخواهم کرد”

” استفاده از اخبار با ذکر منبع بلامانع است “

Print Friendly

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *