اتوبوسی که رفت پُر از مریم میرزاخانی بود

1

بیانیه‌ی دکتر شهرام فرجی برای مرگ دختران نخبه‌ی هرمزگانی

 

خبر آمد که گروهی از نخبگان کشور در جاده‌ای که گویا به مقصد مرگ می‌رفت، سفر خود را بی‌بازگشت گذاشته‌اند. سفر کوتاه بود و خبر جانکاه. فاجعه به حدی دردناک بود که تا چند ساعت در بهت و عجز مانده بودم و جز حال مادران وپدران آن لاله‌های واژگون، به چیزی فکر نمی‌کردم. اتوبوسی دیگر از دانش‌آموزان نابغه‌ی ایرانی بر زمین خورد؛ باز هم به‌خاطر بی‌مبالاتی راننده‌ای که خواب را بر زندگی مسافرانش ترجیح داد. مسافرانی که هر کدام می‌توانستند یک مریم میرزاخانی دیگر باشند. هر کدام می‌توانستند روزی این کشور را از یک بیماری مهلک همگانی، از یک بحران زیست‌محیطی و یا از یک معظل بزرگ اقتصادی نجات دهند. اما نشد، آن هم به‌خاطر اشتباه یک نفر. اشتباهی که البته ناشی از ضعف آموزش و فرهنگ‌سازی در کشور است. همیشه یا جاده مقصر است یا راننده، اما مقصر اصلی فقدان زیرساخت‌های لازم است. بر اساس آمار سازمان ملل، ایران در میان تعداد حوادث جاده‌ای مقام دوم را دارد؛ این اوج فاجعه است. چگونه می‌توان پذیرفت هر ساله این همه جوان نخبه، این همه نیروی فکری و انسانی سطح بالا و با این همه دانشمند و پزشک و هنرمند و ورزشکار بالقوه، به همین راحتی از دست بروند؟ چرا باید هر هفته شاهد انتشار چنین اخباری در ایران باشیم؟ پس کی قرار است مرگ و میرهای هموطنان ایرانی بر اثر تصادفات و ریزش‌ها و دیگر خطاهای انسانی تمام شود؟ این خطاها و کم‌کاری‌ها دقیقاً کجا قرار است به پایان برسد؟ آیا اصلاً اراده‌ای برای پایان دادن به این اشتباهات وجود دارد؟ هفته پیش نیز در جاده‌ی ازنا به اراک ۶ جوان ایرانی به‌خاطر اشتباه مهندسی در یک تصادف هولناک جان دادند. چرا باید در جاده‌های ایران هر ۳۱ دقیقه یک تصادف منجر به فوت رخ دهد؟ پاسخ این همه سؤوال و رفع این مشکلات چه زمانی و توسط چه کسانی صورت می‌پذیرد؟

اخبار بد، اخبار مرگ‌اندود، اخبار خون‌آلود همواره مردم را رنجور و ناامید می‌کند. سایه غم را بر کل کشور می‌گستراند و اندوه را تبدیل به بخشی جداناشدنی از جامعه می‌کند. تصادف اتوبوس دانش‌آموزان هرمزگانی سخت بود. بسیار سخت. آن‌چنان که اندوه وعصبانیت را توأمان داشت و من به این فکر می‌کنم که اتوبوس بعدی قرار است کدام خانواده‌ها را داغدار کند؟ امید که دیگر چنین حادثه‌ای رخ ندهد. باید دست دعا بر آسمان برافراشت و از خداوند بزرگ درخواست کرد تا دست‌های مهربانش را بر آسمان این سرزمین کشیده و غبار غم را به باد بسپارد و آفتاب شادی را بر مردم باز نمایاند.

1 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *